ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
ارزیابی محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز از فضای انتخاباتی پیش رو:تندروهای داخلی و اپوزیسیون خارجی از افت مشارکت سود میبرند
اصولگرایان برنامهای برای فردای پیروزی ندارند، اساساً گره فعلی سیاست خارجی نتیجه کارنامه آنهاست
احسان بداغی
خبرنگار پارلمانی
محمد علی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب نه مانند مخالفان دولت معتقد است که نرخ مشارکت در انتخابات پیش رو فرقی با دورههای قبل نخواهد کرد و نه مانند برخی از اصلاحطلبان اعتقاد دارد که در این انتخابات شاهد افت شدید مشارکت هستیم. او میگوید هر چند در شهرهای بزرگ یا حوزههایی که در آبان ماه در آنها شاهد اعتراض بودهایم افت مشارکت قطعی است اما مشارکت در باقی حوزههای انتخابیه این افت را جبران خواهد کرد. اما اینها باعث نمیشود که او نگران این انتخابات نباشد. نگرانی او بابت قدرت گرفتن مجدد جریان تندرو اصولگراست که میگوید پیشتر در دولتهای نهم و دهم و مجالس هفتم تا نهم آزمایش خود را پس دادهاند. او میگوید این جریان الان هم جز تکرار شعارهای همان سالها هیچ برنامه دیگری برای کشور ندارند. آن هم در شرایطی که کار چندانی از دست اصلاحطلبان و اعتدالیون بر نمیآید.
این روزها بهنظر میرسد بخشی از نیروهای سیاسی نگران مشارکت مردم در انتخابات هستند. این نگرانی آیا جدی است و چرا؟ شما خودتان هم این نگرانی را دارید؟
انتخابات مجلس بهلحاظ ساخت و فضایی که دارد از انتخاباتهای دیگر متفاوت است. در شرایط فعلی عمده نگرانیها از مشارکت برای انتخابات پیش رو ناظر به مسائل سیاسی و حوزه سیاسی است که من معتقدم در حوزههای انتخابیه کوچک بروز و نمود چندانی ندارد. چون در آن حوزهها مسائل بومی، قومی و طایفهای یا در سطح مسائل سیاسی یا حتی پر رنگتر از آن دارای تأثیر است. بههمین دلیل معتقدم که در شهرستانها و خصوصاً حوزههای کوچکتر چندان تفاوت مشهود و جدی را در بحث مشارکت با دورههای قبل تجربه نخواهیم کرد. مسأله اصلی ناظر به شهرهای بزرگ است که دقیقاً وضعیتی متفاوت از این دارند. در دورههای قبلی انتخابات هم حتی بر سر ترکیب مجلس اگر تفاوتهایی ایجاد میشد عموماً به بحث تغییر نوع مشارکت در همین شهرهای بزرگ و کلانشهرها بر میگشت تا شهرهای کوچک و شهرستانها. بههرحال دلسوزان هم از مدتها قبل هشدار داده بودند که بیتوجهی به مطالبات مردم تأثیرات خوبی برای انتخابات نخواهد داشت و متأسفانه گوش شنوایی پیدا نشد و بهشکل طبیعی میشد در مقطع تابستان و اوایل پاییز ارزیابی کرد که ما با چالش مشارکت مواجه هستیم. اما مسائل و اتفاقات آبان ماه قضیه را خیلی وخیمتر کرده. در حوزههای انتخابیه کوچکی که شاهد اعتراضات و آن اتفاقات تلخ بودند میشود پیشبینی کرد که اوضاع مشارکت خوب نباشد و حتی مسائل طایفهای و قومی هم نتواند محرک افزایش مشارکت شود. اما باز تأکید میکنم که در باقی حوزههای انتخابیه کوچک که خیلی این اتفاقات را تجربه نکردند، احتمالاً نرخ مشارکت تفاوت چندانی با قبل نداشته باشد. در کل هم معتقدم افت مشارکت با لحاظ این شرایط آنقدر بزرگ نخواهد بود.
ما در سال 90 و 94 برای دو انتخابات مجالس نهم و دهم دو فضای کاملاً متفاوت را تجربه کردیم. شما میگویید افت مشارکت آنقدر عدد بزرگی نیست. با لحاظ سابقه آن دو انتخابات که در دو شرایط سیاسی متفاوت تجربه شدند، فکر میکنید انتخابات امسال بیشتر شبیه کدامیک بشود؟
ببینید ما اصلاً فضای سال 94 را نداریم و در کلانشهرها آنقدر هم نباید منتظر صفهای طولانی آن سال باشیم. اما اگر رقم مشارکت همان دو انتخابات 90 و 94 را نگاه کنید میبینید که حوالی عدد 60 درصد است و آنقدر تفاوت فاحشی ندارد. من فکر میکنم چیزی شبیه انتخابات مجلس نهم را داشته باشیم که در کلانشهرها و جایی که مردم سیاسی تصمیم میگیرند، شور انتخاباتی دیده نشود. البته همان انتخابات مجلس نهم هم تأثیر چندانی در ارکان قدرت در ساختار سیاسی ما نداشت و اینگونه نبود که خلوت بودن صفوف در کلانشهرها باعث تغییر رفتار حاکمیت شود.
یعنی فکر میکنید در سطح حاکمیت نگرانی چندانی از بابت احتمال افت مشارکت وجود ندارد؟
احتمالاً ارزیابی متفاوتی نسبت به ما دارند. حاکمیت قطعاً برای نرخ مشارکت اهمیت قایل است اما من در سطح سیاسی چند گروه را میبینم که از افت مشارکت سود میبرند و خوشحال میشوند. یک مجموعه کسانی هستند که اپوزیسیون خارجی و برانداز محسوب میشوند و دست در دست تحریمکنندگان ایران هستند و ماههاست شعارهایی نظیر «دیگه تمومه ماجرا» و «رأی بیرأی» را تبلیغ میکنند. اینها تصور میکنند آنقدر قدرت دارند که بتوانند یک حرف معناداری را بهدنبال نرخ پایین مشارکت در انتخابات به افکار عمومی تحمیل کنند. تاکتیک آنها هم در طرح مسائلی مثل شعار دیگه تمومه ماجرا یا زدن صندوق رأی در واقع زدن ابعاد اصلاحطلب نظام و ساختار سیاسی است چون میدانند که انسداد در این بخش است که میتواند برای آنها موقعیتسازی کند. یعنی موقعیت وقتی برای آنها فراهم میشود که جامعه داخل ایران مسیر اصلاحات را مسدود بداند. متأسفانه جریان افراطی اصولگرا هم در این قضیه با این جریان به اشتراک عمل رسیدهاند و همین مسیر را میروند؛ یعنی هم در انسداد مسیر اصلاحات و هم خوشنودی از بالا نرفتن نرخ مشارکت در انتخابات یک همگرایی عملیاتی پیدا کردهاند با این گروه اپوزیسیون خارج نشین. کما اینکه جسته و گریخته هم شنیدهایم که برخیها گفتهاند اگر مشارت از یک سطحی بالاتر نرود، جریان خودشان یعنی اصولگرایان افراطی پیروز میدان خواهند شد و این جریان از شور انتخاباتی سودی نخواهد برد.
شما به سطح گروههای سیاسی اشاره کردید. ما در فضای پیشا انتخاباتی کمتر بروزی از شور انتخابات را شاهد هستیم. در پی این وضعیت آیا به نظر شما هیچ نشانهای دال بر اینکه فضای عمومی انتخابات از سوی حاکمیت دچار تغییر معناداری شود، قابل رؤیت است؟ نشانهای که حاکی از آن باشد که در سطح حاکمیت درک متفاوتی از وضعیت جامعه ایجاد شده است.
من خیلی دوست داشتم که چنین نشانههایی را ببینیم و شاهد اعتنای بیشتر به مردم و عدم انکار برخی مطالبات عمومی باشیم. تجربه سیاسی من هم اگر بخواهم واقعبینانه نظر بدهم بر این موضوع گواهی نمیدهد که چنین چیزی بر مدیریت کشور تأثیری بگذارد چون اساساً مدیریت کشور خیلی در اولویتبندی عوامل مؤثر در تصمیمگیریاش موضوع افکارعمومی را در ردههای اصلی قرار نمیدهد و اگر هم افکار عمومی جاهایی اهمیت اصلی را پیدا کرده این وضعیت مقطعی بوده است. در همین حوادث اخیر هم دیدیم که تواناییهای انتظامی و امنیتی از نظر آنها بیشتر تعیینکننده و مؤثر است و بههمین دلیل من پیشبینی نمیکنم که این دفعه شاهد تکرار رفتار متفاوتی باشیم. به خاطر اینکه به هر حال یک بخش متنفذ هم همانطور که گفتم علاقهمندی آنچنانی برای شور انتخاباتی ندارد.
در این فضا بخشی از اصولگرایان خودشان را از قبل پیروز میدان میدانند و حتی جشن پیروزی را هم آغاز کردهاند. با توصیفی که شما داشتید بهنظر میرسد قائل به این هستید که فضا به کام این جریان است. این اعتماد به نفس را شما کاذب یا واقعی میدانید؟
خیلی اعتماد به نفس عجیبی نیست. بههر حال آنها ابزارهای مهمی مانند رسانه، یا آزادی بیان خاص برای طراحی برخی مسائل یا حتی نفوذ در نهادهای مختلف و همراهی این نهادها را دارند. اینها نشانه اعتماد بهنفس به آن معنایی که میشناسیم نیست. اینها یک نوعی غرور از تسلط بر امور و نهادهای مختلف، فارغ از رأی مردم است. یک نوع فخرفروشی سیاسی است که در مقابل رقیب خودشان میگویند شما اگر فکر میکنید مردم را دارید، ما هم اینها را داریم. ما با این ابزارها میتوانیم مردم را از شما دور کنیم اما شما نمیتوانید ابزارهای ما را بگیرید. البته من فکر میکنم هر چند شرایط حکایت از آن دارد که افراطیون دوباره در حال قدرت گرفتن هستند و پیشروی خودشان را آغاز کردهاند اما من موفقیت آینده را برای آنها در سطحی که امروز تبلیغ میکنند، متصور نیستم. یعنی فکر میکنم به چیزی کمتر از آنچه فکرش را میکنند برسند. ضمن اینکه اینها برنامهای هم برای فردای پیروزی احتمالی خود ندارند. یعنی یک برنامه عموماً تخریبی تا انتخابات با هدف پیروزی دارند اما برای بعدش ما میبینیم چیزی نیست و اگر هم هست چیزی شبیه همان راه و رسم آزموده شده دولت احمدینژاد است و حتی شاهد شعار جدید و متفاوتی هم از این گروه نیستیم. بعداً هم البته باید پاسخگو باشند.
درست است؛ این گروه بههر حال بدون کارنامه نیست؛ مجالس هفتم تا نهم، دولتهای نهم و دهم و شهرداری تهران در اختیار همینها بوده. آن کارنامه چقدر حکایت از این میکند که بعداً پاسخگو باشند؟
خب اینها که اساساً در بحث پاسخگویی بهنظر میرسد خیلی جاها اعتقادی هم ندارند. اما مسأله کشور امروز چیزی نیست که اینها در آن زمان درگیرش بودند. مسأله و گره کشور سیاست خارجی است که اتفاقاً اینها در بهترین وضعیت آن را تحویل گرفتند و در بدترین وضعیت آن را تحویل دادند. یعنی این گره خودش حاصل کارنامه همین جریان است. فضای بینالمللی قطعاً استقبال نخواهد کرد از حضور این جریان در قدرت ایران و این جریان هم برای باز کردن این گره اساساً راهکار و برنامهای ندارد به جز تکرار چند تا شعار. آن شعارها شاید سالهای 84 و 85 برای برخی مردم جذاب بود اما امروز دیگر همان کارایی را هم ندارد.
اصولگرایان میانه رو به رهبری علی لاریجانی حضور بسیار کم فروغی در انتخابات پیش رو دارند؟ بهنظر شما نبود این جریان و حاشیه نشین شدن اصولگرایان سنتی میتواند نشانههایی از میدانداری تندروها باشد؟
بله. این بار اصولگرایان میانهرو همانقدر آسیب دیدند که اصلاحطلبان دچار آسیب شدند. بلکه حتی بیشتر. جریان اصلاحطلبی ضربه اصلی را سال 88 خورد و در عین حال یک مجموعه ساکت ولی دارای انسجام و رهبری مشخص است و کم و بیش پایگاه اجتماعی اختصاصی خود را هم دارد. اما جریان اصولگرای میانهرو این را هم ندارند. من البته چندان خطری در حضور افراطیون در ساختارهای قدرت نمیبینم. آنها هرچه بیشتر از این فضاهای آزاد وارد فضاهای محدود و قانونمدار شوند به نظر کشور سود بیشتری میبرد. ببینید آنچه که خطرناک است بیتوجهی مردم نسبت به آینده است نه کم و زیاد شدن وزن افراطیون در نهادهای حکومتی.
اما این کم و زیاد شدن وزن آنها در نا امیدی مردم تأثیر دارد. یعنی این ناامیدی نتیجه همین نوع حضور آنهاست و این یعنی خطر آنها در ساختارهای رسمی از خطرشان در کف خیابان بیشتر است.
تحلیل من این است که این اتفاقات با برنامه در حال رخ دادن است و حتی بخشی از جریان حاکم همچنان حذف اصلاحطلبان را مسأله و اولویت اصلی کشور میدانند.
در این وضعیت اصلاحطلبان چه میتوانند بکنند؟ آیا اساساً کاری از دست آنها با این توصیف شما بر میآید یا خیر؟
مجموعه فشارهایی که در یک دهه اخیر روی اصلاحطلبان بوده در وضعیت امروز آنها بیتأثیر نیست. مثلاً در رشد اصلاحطلبی بدلی، بستن صدای اصلاحطلبی واقعی و هم فعالیت متوازن و بیدغدغه اصلاحطلبان و ارتباطگیری با پایگاه اجتماعیشان. مسأله دیگر هم موضوع دولت است؛ همانطور که اصولگرایان هیچگاه نمیتوانند از زیر بار مسئولیت دولت احمدینژاد شانه خالی کنند، اصلاحطلبان هم نخواهند توانست این کار را با دولت آقای روحانی بکنند. یعنی عملکرد ایشان هر چند به اصلاحطلبی ربط کاملی ندارد اما تأثیر قابل ملاحظهای روی وضعیت اصلاحطلبی خواهد گذاشت.
خب سؤال من این است که در این وضعیت اصلاحطلبی چه کار میتواند بکند؟
ما باید در اصلاحطلبی مسأله اصلاحات را از مسأله احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب جدا کنیم. این اولین کاری است که باید بشود. اصلاحطلبی یک راه و روشی است که علیرغم کند بودن، سالمترین راه برای بهبود شرایط است. از نظر من شاید در مقطع کوتاه پیش رو تا انتخابات، جریان اصلاحطلب نتواند خیلی کار جدی انجام دهند و ورق را برگرداند. کاری که باید انجام شود این است که روزنه امید به اصلاحات همچنان باز بماند که کار سختی است.
خبرنگار پارلمانی
محمد علی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب نه مانند مخالفان دولت معتقد است که نرخ مشارکت در انتخابات پیش رو فرقی با دورههای قبل نخواهد کرد و نه مانند برخی از اصلاحطلبان اعتقاد دارد که در این انتخابات شاهد افت شدید مشارکت هستیم. او میگوید هر چند در شهرهای بزرگ یا حوزههایی که در آبان ماه در آنها شاهد اعتراض بودهایم افت مشارکت قطعی است اما مشارکت در باقی حوزههای انتخابیه این افت را جبران خواهد کرد. اما اینها باعث نمیشود که او نگران این انتخابات نباشد. نگرانی او بابت قدرت گرفتن مجدد جریان تندرو اصولگراست که میگوید پیشتر در دولتهای نهم و دهم و مجالس هفتم تا نهم آزمایش خود را پس دادهاند. او میگوید این جریان الان هم جز تکرار شعارهای همان سالها هیچ برنامه دیگری برای کشور ندارند. آن هم در شرایطی که کار چندانی از دست اصلاحطلبان و اعتدالیون بر نمیآید.
این روزها بهنظر میرسد بخشی از نیروهای سیاسی نگران مشارکت مردم در انتخابات هستند. این نگرانی آیا جدی است و چرا؟ شما خودتان هم این نگرانی را دارید؟
انتخابات مجلس بهلحاظ ساخت و فضایی که دارد از انتخاباتهای دیگر متفاوت است. در شرایط فعلی عمده نگرانیها از مشارکت برای انتخابات پیش رو ناظر به مسائل سیاسی و حوزه سیاسی است که من معتقدم در حوزههای انتخابیه کوچک بروز و نمود چندانی ندارد. چون در آن حوزهها مسائل بومی، قومی و طایفهای یا در سطح مسائل سیاسی یا حتی پر رنگتر از آن دارای تأثیر است. بههمین دلیل معتقدم که در شهرستانها و خصوصاً حوزههای کوچکتر چندان تفاوت مشهود و جدی را در بحث مشارکت با دورههای قبل تجربه نخواهیم کرد. مسأله اصلی ناظر به شهرهای بزرگ است که دقیقاً وضعیتی متفاوت از این دارند. در دورههای قبلی انتخابات هم حتی بر سر ترکیب مجلس اگر تفاوتهایی ایجاد میشد عموماً به بحث تغییر نوع مشارکت در همین شهرهای بزرگ و کلانشهرها بر میگشت تا شهرهای کوچک و شهرستانها. بههرحال دلسوزان هم از مدتها قبل هشدار داده بودند که بیتوجهی به مطالبات مردم تأثیرات خوبی برای انتخابات نخواهد داشت و متأسفانه گوش شنوایی پیدا نشد و بهشکل طبیعی میشد در مقطع تابستان و اوایل پاییز ارزیابی کرد که ما با چالش مشارکت مواجه هستیم. اما مسائل و اتفاقات آبان ماه قضیه را خیلی وخیمتر کرده. در حوزههای انتخابیه کوچکی که شاهد اعتراضات و آن اتفاقات تلخ بودند میشود پیشبینی کرد که اوضاع مشارکت خوب نباشد و حتی مسائل طایفهای و قومی هم نتواند محرک افزایش مشارکت شود. اما باز تأکید میکنم که در باقی حوزههای انتخابیه کوچک که خیلی این اتفاقات را تجربه نکردند، احتمالاً نرخ مشارکت تفاوت چندانی با قبل نداشته باشد. در کل هم معتقدم افت مشارکت با لحاظ این شرایط آنقدر بزرگ نخواهد بود.
ما در سال 90 و 94 برای دو انتخابات مجالس نهم و دهم دو فضای کاملاً متفاوت را تجربه کردیم. شما میگویید افت مشارکت آنقدر عدد بزرگی نیست. با لحاظ سابقه آن دو انتخابات که در دو شرایط سیاسی متفاوت تجربه شدند، فکر میکنید انتخابات امسال بیشتر شبیه کدامیک بشود؟
ببینید ما اصلاً فضای سال 94 را نداریم و در کلانشهرها آنقدر هم نباید منتظر صفهای طولانی آن سال باشیم. اما اگر رقم مشارکت همان دو انتخابات 90 و 94 را نگاه کنید میبینید که حوالی عدد 60 درصد است و آنقدر تفاوت فاحشی ندارد. من فکر میکنم چیزی شبیه انتخابات مجلس نهم را داشته باشیم که در کلانشهرها و جایی که مردم سیاسی تصمیم میگیرند، شور انتخاباتی دیده نشود. البته همان انتخابات مجلس نهم هم تأثیر چندانی در ارکان قدرت در ساختار سیاسی ما نداشت و اینگونه نبود که خلوت بودن صفوف در کلانشهرها باعث تغییر رفتار حاکمیت شود.
یعنی فکر میکنید در سطح حاکمیت نگرانی چندانی از بابت احتمال افت مشارکت وجود ندارد؟
احتمالاً ارزیابی متفاوتی نسبت به ما دارند. حاکمیت قطعاً برای نرخ مشارکت اهمیت قایل است اما من در سطح سیاسی چند گروه را میبینم که از افت مشارکت سود میبرند و خوشحال میشوند. یک مجموعه کسانی هستند که اپوزیسیون خارجی و برانداز محسوب میشوند و دست در دست تحریمکنندگان ایران هستند و ماههاست شعارهایی نظیر «دیگه تمومه ماجرا» و «رأی بیرأی» را تبلیغ میکنند. اینها تصور میکنند آنقدر قدرت دارند که بتوانند یک حرف معناداری را بهدنبال نرخ پایین مشارکت در انتخابات به افکار عمومی تحمیل کنند. تاکتیک آنها هم در طرح مسائلی مثل شعار دیگه تمومه ماجرا یا زدن صندوق رأی در واقع زدن ابعاد اصلاحطلب نظام و ساختار سیاسی است چون میدانند که انسداد در این بخش است که میتواند برای آنها موقعیتسازی کند. یعنی موقعیت وقتی برای آنها فراهم میشود که جامعه داخل ایران مسیر اصلاحات را مسدود بداند. متأسفانه جریان افراطی اصولگرا هم در این قضیه با این جریان به اشتراک عمل رسیدهاند و همین مسیر را میروند؛ یعنی هم در انسداد مسیر اصلاحات و هم خوشنودی از بالا نرفتن نرخ مشارکت در انتخابات یک همگرایی عملیاتی پیدا کردهاند با این گروه اپوزیسیون خارج نشین. کما اینکه جسته و گریخته هم شنیدهایم که برخیها گفتهاند اگر مشارت از یک سطحی بالاتر نرود، جریان خودشان یعنی اصولگرایان افراطی پیروز میدان خواهند شد و این جریان از شور انتخاباتی سودی نخواهد برد.
شما به سطح گروههای سیاسی اشاره کردید. ما در فضای پیشا انتخاباتی کمتر بروزی از شور انتخابات را شاهد هستیم. در پی این وضعیت آیا به نظر شما هیچ نشانهای دال بر اینکه فضای عمومی انتخابات از سوی حاکمیت دچار تغییر معناداری شود، قابل رؤیت است؟ نشانهای که حاکی از آن باشد که در سطح حاکمیت درک متفاوتی از وضعیت جامعه ایجاد شده است.
من خیلی دوست داشتم که چنین نشانههایی را ببینیم و شاهد اعتنای بیشتر به مردم و عدم انکار برخی مطالبات عمومی باشیم. تجربه سیاسی من هم اگر بخواهم واقعبینانه نظر بدهم بر این موضوع گواهی نمیدهد که چنین چیزی بر مدیریت کشور تأثیری بگذارد چون اساساً مدیریت کشور خیلی در اولویتبندی عوامل مؤثر در تصمیمگیریاش موضوع افکارعمومی را در ردههای اصلی قرار نمیدهد و اگر هم افکار عمومی جاهایی اهمیت اصلی را پیدا کرده این وضعیت مقطعی بوده است. در همین حوادث اخیر هم دیدیم که تواناییهای انتظامی و امنیتی از نظر آنها بیشتر تعیینکننده و مؤثر است و بههمین دلیل من پیشبینی نمیکنم که این دفعه شاهد تکرار رفتار متفاوتی باشیم. به خاطر اینکه به هر حال یک بخش متنفذ هم همانطور که گفتم علاقهمندی آنچنانی برای شور انتخاباتی ندارد.
در این فضا بخشی از اصولگرایان خودشان را از قبل پیروز میدان میدانند و حتی جشن پیروزی را هم آغاز کردهاند. با توصیفی که شما داشتید بهنظر میرسد قائل به این هستید که فضا به کام این جریان است. این اعتماد به نفس را شما کاذب یا واقعی میدانید؟
خیلی اعتماد به نفس عجیبی نیست. بههر حال آنها ابزارهای مهمی مانند رسانه، یا آزادی بیان خاص برای طراحی برخی مسائل یا حتی نفوذ در نهادهای مختلف و همراهی این نهادها را دارند. اینها نشانه اعتماد بهنفس به آن معنایی که میشناسیم نیست. اینها یک نوعی غرور از تسلط بر امور و نهادهای مختلف، فارغ از رأی مردم است. یک نوع فخرفروشی سیاسی است که در مقابل رقیب خودشان میگویند شما اگر فکر میکنید مردم را دارید، ما هم اینها را داریم. ما با این ابزارها میتوانیم مردم را از شما دور کنیم اما شما نمیتوانید ابزارهای ما را بگیرید. البته من فکر میکنم هر چند شرایط حکایت از آن دارد که افراطیون دوباره در حال قدرت گرفتن هستند و پیشروی خودشان را آغاز کردهاند اما من موفقیت آینده را برای آنها در سطحی که امروز تبلیغ میکنند، متصور نیستم. یعنی فکر میکنم به چیزی کمتر از آنچه فکرش را میکنند برسند. ضمن اینکه اینها برنامهای هم برای فردای پیروزی احتمالی خود ندارند. یعنی یک برنامه عموماً تخریبی تا انتخابات با هدف پیروزی دارند اما برای بعدش ما میبینیم چیزی نیست و اگر هم هست چیزی شبیه همان راه و رسم آزموده شده دولت احمدینژاد است و حتی شاهد شعار جدید و متفاوتی هم از این گروه نیستیم. بعداً هم البته باید پاسخگو باشند.
درست است؛ این گروه بههر حال بدون کارنامه نیست؛ مجالس هفتم تا نهم، دولتهای نهم و دهم و شهرداری تهران در اختیار همینها بوده. آن کارنامه چقدر حکایت از این میکند که بعداً پاسخگو باشند؟
خب اینها که اساساً در بحث پاسخگویی بهنظر میرسد خیلی جاها اعتقادی هم ندارند. اما مسأله کشور امروز چیزی نیست که اینها در آن زمان درگیرش بودند. مسأله و گره کشور سیاست خارجی است که اتفاقاً اینها در بهترین وضعیت آن را تحویل گرفتند و در بدترین وضعیت آن را تحویل دادند. یعنی این گره خودش حاصل کارنامه همین جریان است. فضای بینالمللی قطعاً استقبال نخواهد کرد از حضور این جریان در قدرت ایران و این جریان هم برای باز کردن این گره اساساً راهکار و برنامهای ندارد به جز تکرار چند تا شعار. آن شعارها شاید سالهای 84 و 85 برای برخی مردم جذاب بود اما امروز دیگر همان کارایی را هم ندارد.
اصولگرایان میانه رو به رهبری علی لاریجانی حضور بسیار کم فروغی در انتخابات پیش رو دارند؟ بهنظر شما نبود این جریان و حاشیه نشین شدن اصولگرایان سنتی میتواند نشانههایی از میدانداری تندروها باشد؟
بله. این بار اصولگرایان میانهرو همانقدر آسیب دیدند که اصلاحطلبان دچار آسیب شدند. بلکه حتی بیشتر. جریان اصلاحطلبی ضربه اصلی را سال 88 خورد و در عین حال یک مجموعه ساکت ولی دارای انسجام و رهبری مشخص است و کم و بیش پایگاه اجتماعی اختصاصی خود را هم دارد. اما جریان اصولگرای میانهرو این را هم ندارند. من البته چندان خطری در حضور افراطیون در ساختارهای قدرت نمیبینم. آنها هرچه بیشتر از این فضاهای آزاد وارد فضاهای محدود و قانونمدار شوند به نظر کشور سود بیشتری میبرد. ببینید آنچه که خطرناک است بیتوجهی مردم نسبت به آینده است نه کم و زیاد شدن وزن افراطیون در نهادهای حکومتی.
اما این کم و زیاد شدن وزن آنها در نا امیدی مردم تأثیر دارد. یعنی این ناامیدی نتیجه همین نوع حضور آنهاست و این یعنی خطر آنها در ساختارهای رسمی از خطرشان در کف خیابان بیشتر است.
تحلیل من این است که این اتفاقات با برنامه در حال رخ دادن است و حتی بخشی از جریان حاکم همچنان حذف اصلاحطلبان را مسأله و اولویت اصلی کشور میدانند.
در این وضعیت اصلاحطلبان چه میتوانند بکنند؟ آیا اساساً کاری از دست آنها با این توصیف شما بر میآید یا خیر؟
مجموعه فشارهایی که در یک دهه اخیر روی اصلاحطلبان بوده در وضعیت امروز آنها بیتأثیر نیست. مثلاً در رشد اصلاحطلبی بدلی، بستن صدای اصلاحطلبی واقعی و هم فعالیت متوازن و بیدغدغه اصلاحطلبان و ارتباطگیری با پایگاه اجتماعیشان. مسأله دیگر هم موضوع دولت است؛ همانطور که اصولگرایان هیچگاه نمیتوانند از زیر بار مسئولیت دولت احمدینژاد شانه خالی کنند، اصلاحطلبان هم نخواهند توانست این کار را با دولت آقای روحانی بکنند. یعنی عملکرد ایشان هر چند به اصلاحطلبی ربط کاملی ندارد اما تأثیر قابل ملاحظهای روی وضعیت اصلاحطلبی خواهد گذاشت.
خب سؤال من این است که در این وضعیت اصلاحطلبی چه کار میتواند بکند؟
ما باید در اصلاحطلبی مسأله اصلاحات را از مسأله احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب جدا کنیم. این اولین کاری است که باید بشود. اصلاحطلبی یک راه و روشی است که علیرغم کند بودن، سالمترین راه برای بهبود شرایط است. از نظر من شاید در مقطع کوتاه پیش رو تا انتخابات، جریان اصلاحطلب نتواند خیلی کار جدی انجام دهند و ورق را برگرداند. کاری که باید انجام شود این است که روزنه امید به اصلاحات همچنان باز بماند که کار سختی است.

صادق خرازی: دو اصلاحطلب واقعی در مجلس بهتر از ۸۰ اصلاحطلب «بدلی» است
دبیر سابق مؤتلفه در خراسان رضوی: لاریجانی و ناطق نوری به دلیل تنگنظریها ترجیح دادند در زمین اصولگرایی بازی نکنند
گــروه سیاســی / اصلاحطلبــــــان و
اصولگرایــــــان به عنوان دو جریانی که شاهد گسستهایی در میان خود هستند در فاصله کمی از انتخابات اسفند 98 به نقد درونی روی آوردهاند. از این میان صادق خرازی اصلاحطلب و جواد آرین منش اصولگرا، دو چهرهای هستند که در گفتوگوهایی بخشی از این مباحث را مطرح کردند.
دبیرکل حزب ندای ایرانیان در بیان دیدگاههای خود درباره وضعیت اصلاحطلبان و سایر نیروهای سیاسی در انتخابات مجلس با بیان اینکه حامیان پرو پا قرص نیروهای ارزشی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد و حامیان اصلاحطلبان هم چیزی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هستند که ممکن است دقایق آخر تصمیم بگیرند و پای صندوق رأی بروند زیرا گزینه دیگرمان این است که راه را برای ورود اصولگرایان تندرو به مجلس بازکنیم، گفت که باقی مردم آرای خاکستری هستند که ممکن است اصلاحطلبان بتوانند درصدی از آنها را تحت تأثیر قرار دهند. اما اینکه با قاطعیت بگوییم اصلاحطلبان این کار را میکنند یا خیر، حقیقت امر این است که من نشانههای خوبی از اردوگاه اصلاحطلبان دریافت نمیکنم.
بـــــه گــــــــزارش خبرآنلایـــــــــن، سیدمحمدصادق خرازی با این عقیده که از میان دو راهی اصلاحطلبان برای اولویت قرار دادن مصالح ملی یا ترجیح دادن منافع جناحی صدایی که از عقلا و خردمندان اصلاحات به گوش میرسد صدای مصالح ملی و تشویق مردم به مشارکت است، افزود: اما برخی از آنها که آسیبدیدهاند شاید کمی عصبی هستند که از لحن بیانیههایشان نیز مشخص است که به تحریم انتخابات فکر میکنند. البته نهادهای نظارتی هم باید تلاش کنند به سمت انتخاباتی رقابتی حرکت کنیم و شرایط برای رقابت فراهم باشد.
خرازی درباره ائتلاف اصلاحطلبان با دیگر طیفهای سیاسی نیز وجود دو اصلاحطلب در مجلس را بهتر از ۸۰ آدم فیکِ بازیگر دانست و ادامه داد: ائتلاف یک دروغ است و نتیجهاش میشود اینکه یک فرد تا اعماق وجودش راست است اما ادای روشنفکری و اصلاحات درمیآورد تا جایی که میتواند رهبران اصلاحات را فریب دهد. بنابراین من با هرگونه ائتلافی که فیک سازی کند، مخالف هستم. دبیرکل حزب ندا با بیان اینکه مواضعش درباره بیانیه معروف به ۷۷ نفر، فاقد هرگونه توهینی و صرفاً یک نقد بود و به دلایل متعددی به ادبیات آن نامه نقد داشته، مانیفست حزب متبوعش را واسطه شدن میان حاکمیت و جریان اصلاحات دانست و گفت: ما با افتخار در روز روشن رایزنی میکنیم و سرمان را هم بالا میگیریم زیرا اگر بخواهیم اپوزیسیون باشیم، اصلاً نباید در این نظام کار کنیم. او در ادامه افزود: رقیب اصلی اصلاحطلبان، جریان و چهرههای اصولگرایی نیست؛ بلکه مشارکت پایین در انتخابات مجلس هست. مردم همانقدر که از جریان اصلاحات ناراضی هستند؛ از جریان اصولگرایی نیز ناراضیاند. نتیجه عملکرد این دوستان در زمانی که ۸ سال کشور را در اختیار داشتند در خاطر مردم هست. به همین دلیل نگرانی از چهرههای اصولگرایی وجود ندارد.
آرینمنش: دایره اصولگرایی هر روز تنگتر میشود
یک فعال سیاسی اصولگرا هم فقدان یک تعریف مشخص از اصولگرایی، نبود احزاب بزرگ و فراگیر و تمامیتخواهی برخی جریانات تندرو را از جمله عواملی معرفی کرد که سبب شدهاند دایره شمول این جناح سیاسی هر روز در مقایسه با گذشته تنگتر شود و برخی طیفهای تندرو اصولگرا دایره اصولگرایی را به خودشان محدود کنند. این سخنان جواد آرین منش در گفت وگو با ایسنا در حالی است که اصولگرایان در آرزوی وحدت چندان تمایلی به رسانهای کردن اختلافات درونی خود نداشتهاند. با این حال آرینمنش دبیر سابق حزب مؤتلفه در خراسان رضوی با بیان اینکه وحدت حداکثری در اردوگاه اصولگرایی به وحدت حداقلی تقلیل پیدا کرده است، به رانده شدن تدریجی برخی چهرههای شاخص و توانمند از دایره اصولگرایی اشاره کرد و گفت: به طور مثال شخصیتهایی چون آقای لاریجانی، ناطق نوری و بزرگانی از این دست که تعدادشان هم بسیار فراوان است، به دلیل تنگنظریها و برخوردهای پردافعه ترجیح دادند که خودشان را منزوی کرده، در زمین اصولگرایی بازی نکنند و از تخریب روزافزون شخصیت خود پیشگیری کنند. او در این باره افزود: وقتی طیف یا گروهی تندرو عدم ثبت نام آقای لاریجانی در انتخابات را جشن میگیرند و گروهی در قم لاریجانی را به عنوان کسی که رئیس سه دوره مجلس شورای اسلامی و نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بوده و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است، از لیست سه نفره خود حذف میکنند و او را واجد صلاحیت نمیدانند، اتفاقی که میافتد این است که این گروهها باید تعریف جدیدی از اصولگرایی ارائه کنند که خودشان را اصولگرا و انقلابی و دیگران را غیر اصولگرا و غیر انقلابی تلقی کنند. به گفته این نماینده سابق مشهد در مجلس، قم تنها شهری نیست که ساز ناکوکی با شورای ائتلاف اصولگرایان کوک کرده، او در این باره توضیح داد: در خراسان، تشکل سیاسی دارای مجوز فعالیت از وزارت کشور در قالب جبهه پیروان خط امام و رهبری، عملاً از شورای ائتلاف کنار زده شدند و قبل از شکلگیری ائتلاف، اسامی افراد لیست مشهد و شهرستانها تاحدود زیادی مشخص شده و حرکتهای تصنعی و نمایشی در قالب شورای ائتلاف رقم خواهد خورد اما همان افرادی که از قبل مشخص شدند از لیست نهایی اصولگرایان بیرون خواهند آمد. لیستی که به گفته آرین منش سهم جریان نزدیک به محمدباقر قالیباف از آن همین حالا مشخص شده است.
جامعه روحانیت مستقیم وارد انتخابات نخواهد شد
حجتالاسلام موسیپور عضو جامعه روحانیت مبارز نیز از تصمیم متفاوت جامعه روحانیت مبارز برای اجتناب از حضور میدانی و محوری در انتخابات پیش رو خبر داد و گفت: ما همه گروهها و اقشار را برای حضور در انتخابات دعوت میکنیم و نیروهای ارزشی و انقلابی را به وحدت دعوت میکنیم اما اینکه خود به صورت مستقیم به انتخابات ورود کنیم؛ چنین چیزی نیست. به گزارش ایلنا، موسیپور در پاسخ به این سؤال که با وجود شرایط بد اقتصادی و ناراحتی مردم از این روال آیا نباید در برههای که نظام نیازمند حضور گسترده مردم در انتخابات است، شورای نگهبان در رویه خود تغییر ایجاد کند، گفت: این شورا براساس ضوابط قانونی عمل میکند و تا وقتی که این رویه را داشته باشد مورد قبول جامعه سیاسی کشور است. طبیعی است که برخی نیروهای اصلاحطلب و حتی جریان ولایی نتوانند از سد شورای نگهبان رد شوند. این را نباید حمل بر سختگیری شورای نگهبان قرار داد.
اصولگرایــــــان به عنوان دو جریانی که شاهد گسستهایی در میان خود هستند در فاصله کمی از انتخابات اسفند 98 به نقد درونی روی آوردهاند. از این میان صادق خرازی اصلاحطلب و جواد آرین منش اصولگرا، دو چهرهای هستند که در گفتوگوهایی بخشی از این مباحث را مطرح کردند.
دبیرکل حزب ندای ایرانیان در بیان دیدگاههای خود درباره وضعیت اصلاحطلبان و سایر نیروهای سیاسی در انتخابات مجلس با بیان اینکه حامیان پرو پا قرص نیروهای ارزشی بین ۲۰ تا ۲۵ درصد و حامیان اصلاحطلبان هم چیزی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد هستند که ممکن است دقایق آخر تصمیم بگیرند و پای صندوق رأی بروند زیرا گزینه دیگرمان این است که راه را برای ورود اصولگرایان تندرو به مجلس بازکنیم، گفت که باقی مردم آرای خاکستری هستند که ممکن است اصلاحطلبان بتوانند درصدی از آنها را تحت تأثیر قرار دهند. اما اینکه با قاطعیت بگوییم اصلاحطلبان این کار را میکنند یا خیر، حقیقت امر این است که من نشانههای خوبی از اردوگاه اصلاحطلبان دریافت نمیکنم.
بـــــه گــــــــزارش خبرآنلایـــــــــن، سیدمحمدصادق خرازی با این عقیده که از میان دو راهی اصلاحطلبان برای اولویت قرار دادن مصالح ملی یا ترجیح دادن منافع جناحی صدایی که از عقلا و خردمندان اصلاحات به گوش میرسد صدای مصالح ملی و تشویق مردم به مشارکت است، افزود: اما برخی از آنها که آسیبدیدهاند شاید کمی عصبی هستند که از لحن بیانیههایشان نیز مشخص است که به تحریم انتخابات فکر میکنند. البته نهادهای نظارتی هم باید تلاش کنند به سمت انتخاباتی رقابتی حرکت کنیم و شرایط برای رقابت فراهم باشد.
خرازی درباره ائتلاف اصلاحطلبان با دیگر طیفهای سیاسی نیز وجود دو اصلاحطلب در مجلس را بهتر از ۸۰ آدم فیکِ بازیگر دانست و ادامه داد: ائتلاف یک دروغ است و نتیجهاش میشود اینکه یک فرد تا اعماق وجودش راست است اما ادای روشنفکری و اصلاحات درمیآورد تا جایی که میتواند رهبران اصلاحات را فریب دهد. بنابراین من با هرگونه ائتلافی که فیک سازی کند، مخالف هستم. دبیرکل حزب ندا با بیان اینکه مواضعش درباره بیانیه معروف به ۷۷ نفر، فاقد هرگونه توهینی و صرفاً یک نقد بود و به دلایل متعددی به ادبیات آن نامه نقد داشته، مانیفست حزب متبوعش را واسطه شدن میان حاکمیت و جریان اصلاحات دانست و گفت: ما با افتخار در روز روشن رایزنی میکنیم و سرمان را هم بالا میگیریم زیرا اگر بخواهیم اپوزیسیون باشیم، اصلاً نباید در این نظام کار کنیم. او در ادامه افزود: رقیب اصلی اصلاحطلبان، جریان و چهرههای اصولگرایی نیست؛ بلکه مشارکت پایین در انتخابات مجلس هست. مردم همانقدر که از جریان اصلاحات ناراضی هستند؛ از جریان اصولگرایی نیز ناراضیاند. نتیجه عملکرد این دوستان در زمانی که ۸ سال کشور را در اختیار داشتند در خاطر مردم هست. به همین دلیل نگرانی از چهرههای اصولگرایی وجود ندارد.
آرینمنش: دایره اصولگرایی هر روز تنگتر میشود
یک فعال سیاسی اصولگرا هم فقدان یک تعریف مشخص از اصولگرایی، نبود احزاب بزرگ و فراگیر و تمامیتخواهی برخی جریانات تندرو را از جمله عواملی معرفی کرد که سبب شدهاند دایره شمول این جناح سیاسی هر روز در مقایسه با گذشته تنگتر شود و برخی طیفهای تندرو اصولگرا دایره اصولگرایی را به خودشان محدود کنند. این سخنان جواد آرین منش در گفت وگو با ایسنا در حالی است که اصولگرایان در آرزوی وحدت چندان تمایلی به رسانهای کردن اختلافات درونی خود نداشتهاند. با این حال آرینمنش دبیر سابق حزب مؤتلفه در خراسان رضوی با بیان اینکه وحدت حداکثری در اردوگاه اصولگرایی به وحدت حداقلی تقلیل پیدا کرده است، به رانده شدن تدریجی برخی چهرههای شاخص و توانمند از دایره اصولگرایی اشاره کرد و گفت: به طور مثال شخصیتهایی چون آقای لاریجانی، ناطق نوری و بزرگانی از این دست که تعدادشان هم بسیار فراوان است، به دلیل تنگنظریها و برخوردهای پردافعه ترجیح دادند که خودشان را منزوی کرده، در زمین اصولگرایی بازی نکنند و از تخریب روزافزون شخصیت خود پیشگیری کنند. او در این باره افزود: وقتی طیف یا گروهی تندرو عدم ثبت نام آقای لاریجانی در انتخابات را جشن میگیرند و گروهی در قم لاریجانی را به عنوان کسی که رئیس سه دوره مجلس شورای اسلامی و نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بوده و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب است، از لیست سه نفره خود حذف میکنند و او را واجد صلاحیت نمیدانند، اتفاقی که میافتد این است که این گروهها باید تعریف جدیدی از اصولگرایی ارائه کنند که خودشان را اصولگرا و انقلابی و دیگران را غیر اصولگرا و غیر انقلابی تلقی کنند. به گفته این نماینده سابق مشهد در مجلس، قم تنها شهری نیست که ساز ناکوکی با شورای ائتلاف اصولگرایان کوک کرده، او در این باره توضیح داد: در خراسان، تشکل سیاسی دارای مجوز فعالیت از وزارت کشور در قالب جبهه پیروان خط امام و رهبری، عملاً از شورای ائتلاف کنار زده شدند و قبل از شکلگیری ائتلاف، اسامی افراد لیست مشهد و شهرستانها تاحدود زیادی مشخص شده و حرکتهای تصنعی و نمایشی در قالب شورای ائتلاف رقم خواهد خورد اما همان افرادی که از قبل مشخص شدند از لیست نهایی اصولگرایان بیرون خواهند آمد. لیستی که به گفته آرین منش سهم جریان نزدیک به محمدباقر قالیباف از آن همین حالا مشخص شده است.
جامعه روحانیت مستقیم وارد انتخابات نخواهد شد
حجتالاسلام موسیپور عضو جامعه روحانیت مبارز نیز از تصمیم متفاوت جامعه روحانیت مبارز برای اجتناب از حضور میدانی و محوری در انتخابات پیش رو خبر داد و گفت: ما همه گروهها و اقشار را برای حضور در انتخابات دعوت میکنیم و نیروهای ارزشی و انقلابی را به وحدت دعوت میکنیم اما اینکه خود به صورت مستقیم به انتخابات ورود کنیم؛ چنین چیزی نیست. به گزارش ایلنا، موسیپور در پاسخ به این سؤال که با وجود شرایط بد اقتصادی و ناراحتی مردم از این روال آیا نباید در برههای که نظام نیازمند حضور گسترده مردم در انتخابات است، شورای نگهبان در رویه خود تغییر ایجاد کند، گفت: این شورا براساس ضوابط قانونی عمل میکند و تا وقتی که این رویه را داشته باشد مورد قبول جامعه سیاسی کشور است. طبیعی است که برخی نیروهای اصلاحطلب و حتی جریان ولایی نتوانند از سد شورای نگهبان رد شوند. این را نباید حمل بر سختگیری شورای نگهبان قرار داد.

دیگه چه خبر
کنارهگیری عضو تیم مذاکره کننده «افایتیاف» در پی فشارها
خبر اول اینکه، به دنبال فشارهای سیاسی و غیرقانونی از جمله هک ایمیل، میثم نصیری احمدآبادی، رئیس سابق مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصاد به طور کلی از فعالیتهای دولتی کنارهگیری کرده و به بخش خصوصی رفته است. به گزارش «ایران»، نصیری احمدآبادی یکی از کارشناسان خبره در بحث مبارزه با پولشویی، مسلط به زبان انگلیسی و عضو ارشد هیأت مذاکره کننده با FATF بود که قربانی پروژه «نفوذیابی» در مسأله پیوستن ایران به FATF شد. او از دولت دهم در زمینه مبارزه با پولشویی و مذاکره با FATF فعالیت میکرد، اما در دولت تدبیر و امید و به دلیل فشارهای وارده به دولت و اعضای وزارت اقتصاد، فشارها به او نیز شدت گرفت. اطلاعات درز کرده از هک ایمیل او در میانه سال 97، بهانه به دست منتقدان دولت داد تا مدعی شوند که مسئول ارشد مذاکره با FATF درحال تلاش برای اخذ اقامت از امریکا بوده است. او البته این ادعا را رد کرده بود. به دنبال این فشارها، نصیری احمدآبادی که در نشستهای فنی برای توجیه منتقدان حضور مییافت، بتدریج از این نشستها و فعالیتهای رسانهای کناره گرفت. در نهایت یک منبع در وزارت اقتصاد به «ایران» گفت که به دنبال این فشارها، نصیری احمدآبادی برای همیشه از فعالیتهای دولتی کنارهگیری کرده و به بخش خصوصی رفته است.
مخالفت دادستانی با آزادی مشروط نازنین زاغری و نرگس محمدی
خبر دیگر اینکه، محمود بهزادیراد، وکیل مدافع نازنین زاغری و نرگس محمدی گفت: دادستانی تهران با آزادی مشروط نازنین زاغری تبعه ایرانی- انگلیسی و نرگس محمدی فعال سیاسی، مخالفت کرد در حالی که موکلانم طبق قانون مشمول بهرهمندی از آزادی مشروط میشوند. او با اعلام این خبر به ایرنا گفت که دادستانی همچنین با درخواست اعطای مرخصی موکلانم مخالفت کرده است. این وکیل دادگستری درباره پرونده نرگس محمدی افزود: قرار بود به موکلم مرخصی داده شود و حتی وزارت اطلاعات به عنوان ضابط پرونده موافقت کرده بود اما متأسفانه دادستانی با آن مخالفت کرد. وی درباره نازنین زاغری نیز گفت: نازنین زاغری چند مرتبه برای معاینه پیش روانپزشک اعزام شده و او نیز وضعیتی مشابه نرگس محمدی دارد.
گفتوگوی آبه با ترامپ بعد از دیدار روحانی
دست آخر اینکه، کاخ سفید از گفتوگوی تلفنی رئیس جمهوری امریکا و نخستوزیر ژاپن با محوریت ایران خبر داد. به گزارش ایسنا، «جو دیر» سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا و آبه شینزو نخستوزیر ژاپن، تلفنی درباره ایران، کره شمالی و مسائل دیگر گفتوگو کردهاند. این مقام کاخ سفید به جزئیات این گفتوگو اشارهای نکرده است. خبرگزاری کیودو ژاپن هم گزارش داد، گفتوگوی تلفنی آبه شینزو و دونالد ترامپ حدود ۷۵ دقیقه به طول انجامیده است. به گفته آبه شینزو، در این گفتوگو تلفنی علاوه بر بحث و تبادل نظر درخصوص مسائل ایران، دو طرف درباره اقدامات لازم در قبال تحولات مرتبط با کره شمالی نیز هماهنگیهای لازم را کردهاند.
خبر اول اینکه، به دنبال فشارهای سیاسی و غیرقانونی از جمله هک ایمیل، میثم نصیری احمدآبادی، رئیس سابق مرکز اطلاعات مالی وزارت اقتصاد به طور کلی از فعالیتهای دولتی کنارهگیری کرده و به بخش خصوصی رفته است. به گزارش «ایران»، نصیری احمدآبادی یکی از کارشناسان خبره در بحث مبارزه با پولشویی، مسلط به زبان انگلیسی و عضو ارشد هیأت مذاکره کننده با FATF بود که قربانی پروژه «نفوذیابی» در مسأله پیوستن ایران به FATF شد. او از دولت دهم در زمینه مبارزه با پولشویی و مذاکره با FATF فعالیت میکرد، اما در دولت تدبیر و امید و به دلیل فشارهای وارده به دولت و اعضای وزارت اقتصاد، فشارها به او نیز شدت گرفت. اطلاعات درز کرده از هک ایمیل او در میانه سال 97، بهانه به دست منتقدان دولت داد تا مدعی شوند که مسئول ارشد مذاکره با FATF درحال تلاش برای اخذ اقامت از امریکا بوده است. او البته این ادعا را رد کرده بود. به دنبال این فشارها، نصیری احمدآبادی که در نشستهای فنی برای توجیه منتقدان حضور مییافت، بتدریج از این نشستها و فعالیتهای رسانهای کناره گرفت. در نهایت یک منبع در وزارت اقتصاد به «ایران» گفت که به دنبال این فشارها، نصیری احمدآبادی برای همیشه از فعالیتهای دولتی کنارهگیری کرده و به بخش خصوصی رفته است.
مخالفت دادستانی با آزادی مشروط نازنین زاغری و نرگس محمدی
خبر دیگر اینکه، محمود بهزادیراد، وکیل مدافع نازنین زاغری و نرگس محمدی گفت: دادستانی تهران با آزادی مشروط نازنین زاغری تبعه ایرانی- انگلیسی و نرگس محمدی فعال سیاسی، مخالفت کرد در حالی که موکلانم طبق قانون مشمول بهرهمندی از آزادی مشروط میشوند. او با اعلام این خبر به ایرنا گفت که دادستانی همچنین با درخواست اعطای مرخصی موکلانم مخالفت کرده است. این وکیل دادگستری درباره پرونده نرگس محمدی افزود: قرار بود به موکلم مرخصی داده شود و حتی وزارت اطلاعات به عنوان ضابط پرونده موافقت کرده بود اما متأسفانه دادستانی با آن مخالفت کرد. وی درباره نازنین زاغری نیز گفت: نازنین زاغری چند مرتبه برای معاینه پیش روانپزشک اعزام شده و او نیز وضعیتی مشابه نرگس محمدی دارد.
گفتوگوی آبه با ترامپ بعد از دیدار روحانی
دست آخر اینکه، کاخ سفید از گفتوگوی تلفنی رئیس جمهوری امریکا و نخستوزیر ژاپن با محوریت ایران خبر داد. به گزارش ایسنا، «جو دیر» سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که دونالد ترامپ رئیس جمهوری امریکا و آبه شینزو نخستوزیر ژاپن، تلفنی درباره ایران، کره شمالی و مسائل دیگر گفتوگو کردهاند. این مقام کاخ سفید به جزئیات این گفتوگو اشارهای نکرده است. خبرگزاری کیودو ژاپن هم گزارش داد، گفتوگوی تلفنی آبه شینزو و دونالد ترامپ حدود ۷۵ دقیقه به طول انجامیده است. به گفته آبه شینزو، در این گفتوگو تلفنی علاوه بر بحث و تبادل نظر درخصوص مسائل ایران، دو طرف درباره اقدامات لازم در قبال تحولات مرتبط با کره شمالی نیز هماهنگیهای لازم را کردهاند.

اخبــــار
مطهری: مجمع تشخیص لوایح FATF را تصویب خواهد کرد
یک نماینده مجلس با بیان اینکه ما با پیوستن به لوایح FATF در دور زدن تحریمها دچار مشکل نمیشویم، گفت: عده ای به دلیل داشتن منافع اقتصادی مخالف تصویب این لوایح هستند. علی مطهری در گفتوگو با ایلنا درباره تأخیر در بررسی لوایح FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام و نتایج نپیوستن به آن گفت: عدهای فکر میکنند این موضوع به ضرر ایران است و نمیتوانیم تحریمها را به درستی دور بزنیم و همچنین اطلاعات ما درز پیدا میکند، در حالی که این گونه نیست. وی با بیان اینکه اگر لوایح مرتبط با FATF را تصویب کنیم بهتر میتوانیم تحریمها را دور بزنیم، خاطرنشان کرد: ما باید به نهاد FATF خودمان گزارشی ارائه دهیم اما اگر به این کنوانسیون نپیوندیم، خود آنها برای تهیه گزارش، گزارشگری را میفرستند و مشکلات بیشتری پیدا میکنیم. این نماینده مجلس تصریح کرد: به صلاح کشور است که این کار انجام شود و مجمع هم آن را تصویب خواهد کرد. مطهری درباره فشارهایی که توسط جریانهای منتسب به احمدینژاد به مجمع وارد میشود که لوایح تصویب نشوند، با تأکید بر اینکه مجمع باید مصلحت کشور را ببیند، گفت: کسانی که با لوایح FATF مخالفت میکنند دو گروه هستند؛ یک گروه واقعاً نظرشان این است که تصویب آن به صلاح کشور نیست و عدهای هم به دلیل اینکه منافع اقتصادی دارند، مخالف تصویب آن هستند و میخواهند که این کار انجام نشود.
محکومیت قطعنامه حقوق بشری توسط نمایندگان اقلیتهای دینی
نمایندگان اقلیت های دینی در مجلس با صدور بیانیهای، قطعنامه اخیر حقوق بشری علیه ایران را به مثابه استفاده ابزاری از مفاهیم حقوق بشری دانستند و با محکوم کردن آن، از دستگاه دیپلماسی خواستار شدند تا همگام با کشورهای دوست این دسیسهها را علیه کشورمان در عرصههای بینالمللی خنثی کند. به گزارش ایرنا، در بخشی از متن بیانیه این نمایندگان آمده است: این قطعنامه اگرچه در ظاهر محتوای حقوق بشری دارد ولی ماهیتاً بیانیهای سیاسی است که کاملاً به صورت ابزار فشار با اهداف راهبردی مشخص علیه کشورمان مطرح و اعمال میشود. ما نمایندگان اقلیتهای دینی مجلس قطعنامه مزبور را به مثابه استفاده ابزاری از مفاهیم حقوق بشر بشدت محکوم کرده و آن را رویکردی یکجانبه و مغرضانه میدانیم که بار دیگر با بهکارگیری استانداردهای چندگانه سعی در انزوای بینالمللی کشورمان دارد. ما همچنین از دستگاه دیپلماسی کشورمان انتظار داریم با بیان محکومیت رساتر و مؤثرتر در قبال این قطعنامه، براساس صفآراییهای جهانی درخصوص این گونه قطعنامههایی، پایش مواضع و حرکات کشورهای معاند و مرتجع منطقه را همواره در دستور کار خود داشته باشد و همگام با کشورهای دوست چنین دسیسههای ضد ایرانی امریکایی، رژیم صهیونیستی و متحدانش را در عرصههای بینالمللی خنثی سازد.
دیدار فرماندهان سپاه و ارتش
سردار سرلشکر حسین سلامی فرمانده کل سپاه با حضور در ستاد ارتش با امیر سرلشکر موسوی، فرمانده کل ارتش دیدار و گفتوگو کرد. به گزارش ایسنا، در ادامه جلسات مشترک فرماندهان نیروهای مسلح در راستای تعامل و همافزایی بیشتر در حوزههای مختلف، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور در ستاد ارتش با فرمانده کل ارتش دیدار کرد. در این دیدار صمیمی، برنامهها و راهکارهای تقویت تعامل و همافزایی هر چه بیشتر در حوزههای مختلف مورد بررسی و گفتوگو قرار گرفت.
انتخاب نشریه
جستجو بر اساس تاریخ
اخبار این صفحه
-
تندروهای داخلی و اپوزیسیون خارجی از افت مشارکت سود میبرند
-
صادق خرازی: دو اصلاحطلب واقعی در مجلس بهتر از ۸۰ اصلاحطلب «بدلی» است
-
دیگه چه خبر
-
اخبــــار
اخبارایران آنلاین
































